رنگ خاطره ها

اشک هست بیا من و تو لبخند بزنیم

رنگ خاطره ها

اشک هست بیا من و تو لبخند بزنیم

یا رب

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش ..... میسپارم به تو از چشم حسود چمنش
گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور ...... دور باد آفت دور فلک از جان و تنش
گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا ..... چشم دارم که سلامی برسانی ز منش
به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه ...... جای دلهای عزیز است به هم برمزنش
گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد ..... محترم دار در آن طره عنبرشکنش
در مقامی که به یاد لب او می نوشند ...... سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت...... هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال ...... سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش
شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است...... آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

نظرات 1 + ارسال نظر
مسعود پنج‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 12:16 ق.ظ

افرین به ذوقت برای انتخاب این شعر

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد